فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

213

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

راسيات رسيدى مضمون « وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا » « 1 » خواندى و اگر از غبار موكبشان گردى بساحت زمين در آمدى بر زبان حال مضمون « إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا » « 2 » راندى چه صولت و بأس « 3 » شديد عسكر قزّاق كه در زمانهاى سابق كه مبادى ظهور چنگيز - خان بود ، ايشانرا لشكر تاتار گفتندى مشهور و مذكور السنهء عرب و عجم است و آنچه از بأس « 4 » و قوّت مقاومت ايشان در صفحهء ادوار و لوح روزگار در سوابق ازمنه و سوالف اعوام بظهور آمد زبان خامهء هيچ محرّر باستيفاء بعضى از آن وافى نتواند شد و با وجود چنين طايفهء خونخوار كه يكى ازيشان در وقت عدّ و شمار مقاومت با هزار تواند كرد و ايشان بر در خانهاى خود جهة وقايت عرض و مال و حفظ خانه و ناموس ، مردانه غايت سعى و كوشش بتقديم ميرسانيدند و شرّ غارت [ 93 پ ] اوزبكان شيبانى را در مقام مدافعت بودند و يقين كه آنچه از شرايط كوشش و سعى باشد در چنين حال بظهور خواهند آورد . با وجود چنين كوششها از چنان مردان بيمن دولت و سعادت عاليحضرت خان جماعت اوزبك شيبان به زور مردى و مردانگى دمار از روزگار ايشان برآوردند . و تفصيل صورت محاربه چنان بود كه چون عساكر نصرت مآثر بحوالى الوس جانش سلطان رسيدند و خانهاى روان ايشان كه بر گردونها بسته كوچ ميكنند با گلها و اسباب ايشان ظاهر گشت و جانش سلطان و ساير سلطانان الوس او را قرب ورود سلطانان معلوم شد ، طايفهء از عساكر و سرداران لشكر ايشان بمقام مدافعت در آمده از اوساط بيشها و نيستان كه محفوف به يخ و برف بىپايان بود بيرون آمدند و آتش جنگ و جدال را بر افروختند و عساكر اوزبك در خدمت سلاطين حملهايى مردانه كردند و نيران محاربه اشتعال و اشتداد تمام يافت و چون مخايل فتح و نصرت [ و ] علامات غلبه و ظفر بر اعلام گردون‌فر عساكر حضرات سلطانان ظاهر شد ، اوزبكان كه محبت غارت صفت ذاتى ايشانست ، به جهت ميل بتاخت خانهاى قزّاق

--> ( 1 ) - سورة الواقعه آيهء : 5 . ( 2 ) - سورة الفجر آيهء : 21 . ( 3 ) - در اصل : ياس . ( 4 ) - در اصل : يأس .